کلبه ی اجی و داداشی

خرید بک لینک
سلام وعرض ادب خدمت دوست ديرينه ام انشااللهدرسلامت كامل باشيدتووكوچولوي شماارزومي كنم هميشه ايام سالم وسلامت باشيددرپناهخداوندبزرگهمديگررادورميزنيم تابه مقصدبرسيمغافل ازاينكه زمين گرداست وباربه هم ميرسيميلدايت شادشادشادارادتمندتودوستت كيوان نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۶ساعت 14:23 توسط کیوان| کلبه ی اجی و داداشی...

ما را در سایت کلبه ی اجی و داداشی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 145 تاريخ: پنجشنبه 14 دی 1396 ساعت: 14:16

سلام به همه دوستان پيشاپيش شب يلداي شما مبارك بادولي يادمان باشدكه نعدادي از هموطنان درغرب كشور شب هاي سردي را دراثرخرابي خانه هايشان سپريمي كنند سلامشاعرانه گرد هم آمدیم تا شعری به بلندای یلدا و به زیبایی این شب به یاد ماندنی بسراییم . حال واژه هایشان را به آرامی کنار بزن و روح زیبایشان را ببین تا گرمت کند این آفتاب در دل طولانی ترین شب سال ... یلدایتان مبارک از برگ برگ ِ دفتر من پرت می شوندمعشوق های خسته ی پایان گرفته امیلدای چشم های تو را گریه میکنندموهای رنگ و بوی زمستان گرفته ام ! ##################دستی گرفته کل شبم را و بی دلیلبا برف به بلندی موی تو دوختهاین سال های جمع شده روی زندگیمخشک و ترش به سردی عشق توسوخته@@@@@@@@@@@@@@@@@@آتش گرفته دفتر شعرم به اسم توفالی نمانده تا به تو یلدایی اش کنمبی خود به فال نیک نگیر این ترانه راعشقی نمانده تا به تو لیلاییاش کنم###################وقتی تمام منظره ها سایه روشنندهیچ عاشقانه ای به تفأل نمی برداز تو به توی سینه ی تاریک زندگیدستی مرا به آنطرف پل نمی برد@@@@@@@@@@@@@@@@@@ جغرافیای توی سرم گیج می خورددارم دراز میشوم امشب بدون دردیلدای تلخ با تو نبودن رسیده است(ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد) ياعلي نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۶ساعت 8:57 توسط کیوان| کلبه ی اجی و داداشی...

ما را در سایت کلبه ی اجی و داداشی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 170 تاريخ: پنجشنبه 14 دی 1396 ساعت: 14:16

بگذار سر به سینه من تا که بشنوی آهنگِ اشتیاقِ دلی دردمند راشاید که بیش از این نپسندی آزارِ این رمیده سر در کمند رابگذار سر به سینه من تا بگویمت اندوه چیست! عشق کدام ست! غم کجاست!بگذار تا بگویمت این مرغ ِ خسته جان عمری ست در هوای تو از آشیان جداستدلتنگم آنچنان که اگر بــینَمت به کام خواهم که جاودانه بنالم به دامنَتشاید که جاودانه بمانی کنار من ای نازنین که هیچ وفا نیست با منَتتو آسمانِ آبیِ آرام و روشنی من، چون کبوتری که پَرم در هوای تویک شب ستاره های تو را دانه چین کنم با اشکِ شرمِ خویش بریزم به پای توبگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح بگذار تا بنوشمت ای چشمه شراببیمار خنده های توام بیشتر بخند خورشید آرزوی منی گرم تر بتاب فریدون مشیری نوشته شده در سه شنبه دوازدهم دی ۱۳۹۶ساعت 8:27 توسط کیوان| کلبه ی اجی و داداشی...

ما را در سایت کلبه ی اجی و داداشی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 191 تاريخ: پنجشنبه 14 دی 1396 ساعت: 14:16

صفحه بندی